مایکل ازار بارت، لیسانس
این کتاب زندگی شاهزاده خانم طلایی است.
در سال ۱۹۹۸، مایکل متوجه ستارهای شد که به رنگ صورتی و آبی چشمک میزد، گویی هواپیمایی عجیب و غریب بود که هرگز در آسمان حرکت نمیکرد. ستاره زمستانی هر سال ظاهر میشود، اما هیچ کس دیگری نمیتواند چشمک زدن ستاره را ببیند.
در سال ۱۹۹۹ کریس گلاور و سپس در سال ۲۰۰۱ کریس بکستر درگذشت. هر دوی آنها مایکل را در روزهای پایانی زندگیاش دیدند، اما طوری به مایکل خیره شده بودند که انگار روح دیدهاند. برای مایکل، هر دوی آنها با ظاهر خاکستریشان سیاه و سفید بودند، اما هرگز مکالمهای بین آنها رد و بدل نشد.
مایکل حتی باور داشت که مرده و به قتل رسیده است. از آنجایی که مایکل چهره لکهداری دارد، معتقد است که در ۱۳ آگوست ۲۰۰۱ درگذشته است.
مایکل تا سال ۲۰۰۷ به عنوان یک اسکیزوفرنی پارانوئید تشخیص داده شد و مدتها بعد در سال ۲۰۲۲ به دلیل کودک آزاری تاریخی، تشخیص اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) برایش داده شد. حتی مایکل هم به تجربیات معنوی خود شک داشته است، اما هر جا که نگاه میکند، شواهدی از قدرت برتر میبیند، چه کتاب مقدس، چه قوانین کتاب مقدس، چه آثار نوستراداموس و چه حتی تفسیر وقایع جهانی.
هیچ کدام از اینها تا وقتی که «زندگی لاکریم» را نخوانده باشید، معنی ندارد.
برای مایکل هم همینطور بود.







